|
نگهبان پرسروصدای جالیز گرازها بیداد می کردند باغ خراب می شد، هم می خوردند و هم لگد مال می کردند دزدها هم بیکار نبودند، این بود که یک کشاورز بعد از کار روزانه شب ها جالیز را می پایید و به یک (شب پا) یا آنطور که در زبان محلی می گفتند " شوپا " تبدیل می شود. روستائیان گلستان در قدیم هندوانه، خربزه، گوجه فرنگی را مستقلاً نمی کاشتند بلکه بذر آنها را همراه با پنبه پخش می کردند. در سالهایی که محصول خوب بود تمام سطح زمین زیر بوته های پنبه پر از هندوانه و خربزه می شد. سال بعد دیگر بذر هم نمی خواست، خودش سبز می شد. نخستین کار لازم برای یک شوپا ساخت (تلار) بود که به دوصورت ساخته می شد. روی شاخه های درخت گردوی اطراف چند تخته را بهم وصل می کردند و نشیمنی در ارتفاع چندمتری درست می شد که کاملاً به مزرعه و زمین های اطراف احاطه داشت. برای بالا رفتن از درخت نیز روی تنه آن جای پا درست می کردند یا با تکه های چوب که به درخت می کوبیدند نردبان می ساختند. + نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 22 توسط سجاد بدیعی |
داستان غم انگیزبرنج هیبریدی در گیلان + نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386 0 توسط سجاد بدیعی |
۲۵ خردادماه روز گل بر تمامی دوستداران و پرورش دهندگان گل و گیاه ایران مبارک + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 6 توسط سجاد بدیعی |
آفتابگردان با نام علمی: Helianthus annuus L. تیره :مرکبه Compositae خصوصیات گیاهی: آفتابگردان گیاهی است یکساله، که بصورت بوته ای استوار رشد می کند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و کلیه عوامل محیطی از 90 تا 150 روز می باشد . آفتابگردان ریشه مستقیم و توسعه یافته ای دارد که پتانسیل نفوذ آن در خاک به سه متر می رسد . پهنک برگهای که در معرض نور است همراه با خورشید تغییر جهت داده و همواره به حالت تقریباً عمود بر اشعه آفتاب قرار می گیرد . پهنک برگ هنگام صبح بسوی شرق ،هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا می باشد . گل آذین آفتابگردان طبق یا کپه ای است. لقاح به دلیل اینکه پرچمها زودتر بلوغ می یابد غالباً از نوع دگرگشنی است . میوه آفتابگردان نوعی فندقه است که در اینجا با دانه مترادف گرفته می شود . رنگ دانه از سفید تا سیاه با خاکستری خط دار و بسته به رقم تغییر می کند . هر چه درصد وزنی پوسته کمتر باشد درصد وزنی روغن بیشتر خواهد بود . سازگاری: آفتابگردان از نظر عکس العمل نسبت به طول روز بی تفاوت بشمار می رود ولی به نور فراوان نیاز دارد . آفتابگردان ریشه توسعه یافته ای دارد که گیاه را به خشکی مقاوم می سازد ، مشروط بر آنکه خاک عمیق بوده و تراکم و ساختمان خاک محدود کننده رشد ریشه نباشد . آفتابگردان به شوری خاک نسبتاً مقاوم است و در محدوده ای از اسیدیتیه خنثی رشد خوبی دارد . تناوب زراعی: موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعی مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه ای بعنوان اولین یا دومین محصول وجینی کاشته می شود ، در صورت وجود و گسترش بیماریهای ریشه ای نبایستی با گیاهانی مانند نخود ، چغندر قند و سیب زمینی که بیماریهای ریشه ای مشابه دارد در تناوب قرار گیرد . مثالهایی از تناوب آن در شرایط آبیاری بشرح زیر است . علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آیش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو . کود شیمیایی: تولید هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 کیلو ازت ، 15 تا 33 کیلو اکسید فسفر( p2o5) و 75 تا 120 کیلو اکسید پتاسیم (K2o) از خاک می گردد. معمولاً یک سوم کود ازته را قبل از کاشت و بقیه را همراه با آخرین وجین مکانیزه به خاک اضافه و بلافاصله آبیاری می کنند . تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم برای جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتیگراد در خاک است . معمولاً این حرارتها در خاک با رسیدن میانگین شبانه روزی حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتیگراد تأمین می گردد . کنترل علفهای هرز: کنترل علفهای هرز با استفاده از علف کشها بسیار مطلوبست . از علف کشهایی که بصورت قبل از کاشت جهت کنترل بذر علفهای هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است می توان اپتام (Eptam) و تریفلور الین Trifluralin را مورد اشاره قرار داد . این علف کشها را می توان قبل از پشته بندی روی خاک پاشید ، با دیسک تا عمق 10 سانتی متری با خاک مخلوط و سپس پشته بندی کرد . میزان مصرف اپتام 4 تا 5 لیتر از مولسیون 75 درصد و میزان مصرف تریفلورالین حدود 2/1 لیتر در خاکهای سبک ، 8/1 لیتر در خاکهای متوسط و 4/2 لیتر در خاکهای سنگین از امولسین 48 درصد می باشد . آفات وامراض: مهمترین آفت اختصاصی آفتابگردان در ایران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمی Homoeosoma nebulella است . لارو این پروانه به رنگ عمومی شکری و سر قهوه ای رنگ از برگ و گلها تغذیه و سپس به دانه حمله می کند . در هر حال می توان از سموم تیودان و دیازینون در دو نوبت یکی همزمان با تشکیل گلها و دیگری حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقایای گیاهی آلوده از طریق سوزانیدن یا شخم بقایا جهت از بین بردن لاروها و شفیره های زمستان گذران مفید است . مؤثرترین روش مبارزه با این آفت استفاده از ارقام مقاوم است . حشرات دیگری که در ایران به آفتابگردان حمله می کند عبارتند از شب پره زمستانی ، سوسکهای گرده خوار و پروانه کار ادربنا . این آفت اهمیت اقتصادی زیادی ندارد . از بیماریهای مهم آفتابگردان در ایران می توان سفیدک داخلی وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بیماری سفیدک داخلی قارچی است بنام Plasmopora helianthi که بوسیله خاک و بذر آلوده انتقال ،از طریق ریشه به نبات سرایت و بحال سیستمیک در می آید . مبارزه با این بیماری انتخاب بذر غیر آلوده ، ضد عفونی بذر با سموم قارچ کش مانند گرانوزان یا مرکوران به میزان 2 در هزار ، تناوب زراعی ، کندن و سوزاندن بقایای گیاهی آلوده و کشت ارقام مقاوم انجام پذیر است . عامل بیماری زنگ آفتابگردان قارچی است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو این قارچ سب پیدایش لکه های برچسته و پراکنده ای به رنگ قهوه ای تیره در پشت برگها می گردد که در نهایت منجر به رد شدن و ریزش برگها می شود . مهمترین راه مقابله با این بیماری استفاده از ارقام مقاوم است . سمپاشی محصول با گل گوگرد یا ترکیبات قارچ کش دیگر در صورت اقتصادی بودن مؤثر است . برداشت:رسیدگی دانه ها بتدریج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه می یابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملکرد و تأخیر در برداشت موجب ریزش و افزایش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشک می گردد . بطور کلی ، برداشت هنگامی انجام می شود که پشت طبق به رنگ زرد مایل به قهوه ای درآمده و برگکهای کناری طبق قهوه ای شده باشد . موارد استفاده: دو مصرف اصلی دانه آفتابگردان بصورت روغن گیری و مصرف آجیلی است .انواع آجیلی دانه درشت تری نسبت به انواع روغنی داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . میزان پروتئین دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است . ظاهراً هر چه دوران رسیدگی دانه با هوای خنک تری روبرو گردد بر درصد اکسید چرب اشباع لینولائیک در روغن اضافه می شود و بر ارزش غذایی آن افزوده می گردد . ساقه آفتابگردان فیبر زیادی داشته و در صنعت کاغذ سازی و تهیه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، کلسیم و پتاسیم نیز غنی است و اضافه کردن آن به خاک موجب افزایش ماده آلی و حاصلخیزی خاک می گردد . + نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386 19 توسط سجاد بدیعی |
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386 12 توسط سجاد بدیعی |
وقتی به لاهیجان نزدیک می شویم، شهری آرمیده در دامان مصفا، سبزرنگ و سر به فلک کشیده شیطان کوه آشکارتر می شود و همه جا را سرسبز می بینی شکی نیست که "چای" گل سرسبد محصولات کشاورزی لاهیجان است، همانطورکه برنج و بادام زمینی آستانه، زیتون رودبار، نارنگی و پرتغال شهسوار و رامسر. چای و کشت آن درلاهیجان با فرهنگ مردم عجین شده است. این را می توان از حرف تک تک مردم شهر،تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی خیابان ها و حتی تنها تیم فوتبال مطرح این شهر(صنعت چای لاهیجان) دریافت. به هرجا که سرک می کشی و مهمان می شوی یک استکان کوچک کمرباریک (که سالهاست به دلایل نامعلوم جای خود را به لیوانهای دسته دار سلیقه خراب کن داده است) پیش روی خود می بینی .
رنگ آلبالویی و طعم گس و دلنشین آن آنقدردلپذیر است که احتیاج به هیچ قند،نبات، پولکی و... ندارد. تعجب می کنم این چای اصلأ نیازی به تبلیغ و بازار گرمی برنامه تلویزیونی و تخریب چای خارجی و تبلیغ برای سالم و شفابخش جلوه دادن، ندارد. این چای که از پهنای لبه طلایی استکان تا انتهای آن را در سه چهار جرعه با ولع تمام می نوشیم، خود بهترین تبلیغ کننده چای ایرانی است.تعجب آور است که تا کنون عادت کرده ایم چای های بی کیفیت و بدرنگ و بدطعم و با ضعیف ترین بسته بندی را به کشورمان نسبت دهیم. اصلأ چرا همواره هر بی کیفیتی را ایرانی می نامیم و هر با کیفیتی را خارجی. مرغ همسایه را سیمرغ تلقی می کنیم و مرغ خودمان را گنجشک؟ چرا مصرف کننده ایرانی باید چای کشورش را "ایران 3مشت " بنامد بدون آنکه شناخت واقعی از طعم وعطر واقعی چای کشورش داشته باشد، آن را در مقابل چای خارجی به تمسخر بکشاند؟
کجاست آن چای داخلی تا با قدرت تمام و با رعایت استانداردهای کیفی تولید و بسته بندی و با جرات تمام شانه به شانه چای اسانسی و رنگی خارجی بساید؟ چرا همواره ازترس شکست در رقابت نابرابر با چای خارجی ازکیفیت زده ایم، به بدترین و ابتدایی ترین شکل ممکن بسته بندی کرده ایم تا قیمت آن به نصف تا یک سوم چای خارجی تقلیل دهیم و بادست خودمان ذائقه میلیونها ایرانی را به چای های خارجی بسپاریم. با این حال هنوزهم ازداشته های خود کمتر دم می زنیم و درد آور است که فرهنگ سوزی را هم به جای فرهنگ سازی اشتباه گرفته ایم و بیشتر به ضد تبلیغ علیه دشمن(چای وادراتی) می پردازیم. به جای تبلیغ و اطلاع رسانی صحیح در خصوص خواص چای خودمان، صحنه های برداشت و فراوری نامناسب و غیر بهداشتی کشورهای صاحب چای را به تصویر می کشیم. به جای کار اساسی و ریشه ای در فرهنگی که بدست خود به غلط در جامعه رواج داده ایم، پای هنرپیشه های معروف را در تبلیغات چایمان باز می کنیم و برای حل مشکل دست به دامن امثال شیرفرهاد می شویم.
به راستی درد آور نیست درکشوری که 100هزارتن مصرف چای دارد و 25 هزارتن تولید، چای مازاد داخلی داشته باشیم و ثمره تلاش هزاران چایکارشریف کشورمان را با صرف میلیونها تومان انبار کنیم و مرگ صنعت چای را به انتظار بنشینیم؟ چای ما همین است، خود می بوید نه آکه عطار بگوید به شرط آنکه بوی آن را به مشتریان برسانیم. به شرط آنکه وقت بگذاریم و روی مساله کارکنیم و نه آنکه صورت مساله را پاک بلکه به کلی نابود کنیم.
بیماری صنعت چای ما ناعلاج نیست و برای درمان آن نیازی به ابر و باد و مه خورشید و فلک هم نیست . چایکارفقط و فقط حمایت می خواهد چون باغش حمایت می خواهد، وام به زراعی که هر سال در پایان آبان ماه میدهند به درد او نمی خورد به غیر آنکه تنها مقروض ترش می کند. کارخانه دار حمایت می خواهد چون کارخانه اش حمایت می خواهد . اگر قیمت مصوب چای در شورای اقتصاد (مصوب 1385 کیلویی 600تومان) نتواند حداقل هزینه های یک کارخانه فعال را پوشش دهد که حتمأ نخواهد داد پس چه امیدی به بقای این صنعت؟ مگر غیر از این است که برگ سبزچای بدون فراوری علف هرزی بیش نیست؟ و در نهایت مصرف کننده هم حمایت می خواهد . او هیچ تقصیری ندارد. الگوی مصرف ذائقه اش مطابق میل وارد کنندگان تغییر کرده و سالهاست که سلولهای خاکستری مغزش فرمان رضایت را تنها با نوشیدن این چای اسانسی و رنگی صادر می کند. او هنوزجانشینی مطمئن و معتبری برای آن نیافته است. اکنون بدون آنکه الگویی مناسب برای او ارائه دهیم، بر باورهای چندین و چندساله اش دست گذاشته ایم و می گوئیم چای خارجی نخور! چی بخور معلوم نیست. اما واقعیت این است: چای ما نیازی به اینگونه تبلیغات ندارد. این مقاله را دیشب در یک روزنامه محلی خواندم و بی ارتباط با نوشته ام ندیدم: عضوهیات مدیره اتحادیه چایکاران کشور اعلام کرد: میانگین تولید برگ سبزچای در هرهکتار ازباغهای چای از 8 تن به 5/3 تن کاهش یافته است. متاسفانه امسال حتی طبق آمارهای نادرست سازمان تعاون روستایی، تولیدچای خشک با سه تا چهارتن کاهش به 25 هزارتن رسیده که البته آمار صحیح 17 هزارتن است و میانگین تولید برگ سبز چای نیز در هرهکتار به5/3 تن کاهش یافته است. او اضافه کرده است: هرهکتار 600-650 هزارتومان برگ سبز برای چایکاران درآمد داشته است ولی درمقابل هرهکتار نیز 800 هزارتومان استهلاک و هزینه تا مرحله وجین به همراه داشته که متاسفانه همین امر موجب شده تولید برگ سبز برای باغداران بزرگ مقرون به صرفه نباشد و باغات را رها کنند و چایکارانی هم که با نیروی انسانی خود به تولید می پرداختند نیز پس از این مدتی به مشاغل کاذب در حاشیه شهرها روی بیاورند.شعبانی با تاکید بر وضعیت نابسامان کشاورزان چایکار خاطرنشان کرد: مطالبات مرداد ماه کشاورزان تازه پرداخت شده و مطالبات شهریور و مهرماه که جای خود دارد و این در حالی است که کشاورزان در وضعیت بسیار بدی بسر می برند و اکثر آنها هم به علت نداشتن بودجه مالی، باغات خود را بیمه نکرده اند و دچارخسارت فراوانی شده اند. وی با بیان اینکه فصل بهره برداری برگ سبز چای تا بیستم آبان ادامه دارد برلزوم بازبودن کارخانجات تا همین تاریخ تاکید و ادامه داد: نیامدن باران، کشاورزان حدود4ماه وارد باغات خودنشدند و با توجه به اینکه هر چین حداقل 20- 25 روز زمان لازم دارد و کشاورزان هم از 25 مهرماه وارد باغات شده اند بنابراین فصل برداشت تا 20 آبان طول خواهد کشید و دولت هم موظف است تا هر زمان که برگ سبز مرغوب وجود داشته باشد آن را خریداری کند. متاسفانه با وجود افزایش 14 درصدی نرخ تورم تنها 5 درصد به قیمت برگ سبز چای اضافه شده است، وی اضافه کرد: چای خشکی که کارخانه ها در سال 84 با کیلویی 800 تا 700 تومان تولید کرده بودند سازمان تعاون روستایی با مزایده کیلویی 370تومان و در نهایت این تولید با کیلویی 230 تومان به بازار آمد. شعبانی، وضعیت باغات چای کشور را برای رسیدن به خودکفایی بسیار مناسب دانسته و اضافه کرد: باوجود پتانسیل بالای تولید، متاسفانه به دلیل اینکه حمایت های لازم از این تولید صورت نگرفته است، صنعت چای با مشکلات فراوانی روبرو شده که برای رفع این مشکلات نیز لازم است چای از وزارت جهادکشاورزی جدا و به سه بخش باغ، صنعت و تجارت تقسیم شده و هر بخش به ترتیب در اختیار وزارتخانه های جهادکشاورزی، صنایع و بازرگانی قرار گیرد. + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 17 توسط سجاد بدیعی |
|