تبليغاتX
باغبـــــان باشـــــی

باغبـــــان باشـــــی

جیبرلین ها:

تاریخچه و انواع جیبرلین ها:

از حدود 160 سال پیش، دانشمندان ژاپنی پی برده بودند که درمزارع برنج تعداد زیادی از بوته ها رشد بیشتری می نمایند و این حالت در اثر حمله قارچی به نام " جیبرلا فوجیکورویی " به وجود می آید و اگر عصاره یک گیاه بیمار و یا عصاره قارچ به یک گیاه سالم زده شود همان واکنش ها بروز خواهد کرد.

درسال 1926 یعنی همزمان با کشف آکسین ها، دانشمندی به نام کوروساوا کشف کرد که اگر قارچ اشاره شده درون محیط مصنوعی کشت گردد، عصاره این محیط می تواند گیاه سالم را بیمار سازد. وی نشان داد که علت این کار وجود ماده ویژه ای است که از قارچ ترشح می شود و در برابر گرما مقاوم است. کوروساوا مشخصات کلی این ماده را بیان داشت. در سال1935 دانشمند دیگری به نام یابوتا توانست ماده اشاره شده را بطور خالص از قارچ جدا سازد وی آن را جیبرلین نام نهاد. با وجود اینکه نتایج این آزمایشها و پژوهشهای زیاد دیگری در این زمینه انجام شده بود درمجله های علمی کشاورزی ژاپن به چاپ رسیده بود، تا حدود 20 سال بعد یعنی اواخر جنگ جهانی دوم، دنیای غرب از آنها بی خبر ماند تا اینکه در حدود سال 1950 دانشمندان انگلیسی و آمریکایی از این کشف آگاه شدند و به طور جداگانه به کار و پژوهش بر روی آن پرداختند. از آنجا که جیبرلین فرمول بسیار پیچیده ای دارد، هنوز ساخت آن به طور مصنوعی امکان پذیر نشده است و هنوز هم تنها را تهیه آن جدا ساختن آن از کشتهای قارچ می باشد. بررسی های دانشمندان سراسر دنیا تا کنون منجر به کشف حدود 50 نوع جیبرلین مختلف گردیده است هرکدام با شماره ای از 1 به بالا مشخص می شوند. معروفترین جیبرلین ها "جیبرلیک اسید " که وجود آن در بسیاری از گیاهان عالی و پست گزارش شده است. جیبرلین های شناخته شده را می توان به دو گروه کلی  20 کربنی و 19 کربنی تقسیم کرد که گروه اول دارای دو گروه کربوکسیلی و بدون حلقه لاکتونی است  و گروه دوم یک عامل کربوکسیلی و یک حلقه لاکتونی دارد.

 

ساختار جیبرلین

 

تمامی گیاهانی که تا کنون مورد مطالعه قرار گرفته اند هر کدام دست کم دارای یک جیبرلین و بسیاری دارای چند جیبرلین بوده اند. مراکز ساخت جیبرلین درون گیاه عبارتند از انتهای ساقه، قسمت های فعال ریشه، برگ های جوان، میوه های در حال رشد و بویژه بذرهای در حال رشد و رویش.

جداسازی جیبرلین ها از بافت های گیاهی و تخلیص و اندازه گیری آنها با روشهایی که برای این کار موجود است با به کاربردن حلالهای مناسب انجام می گیرد. همانند آکسین ها، برای جیبرلین ها هم روشهای زیست آزمونی زیادی وجود دارد که ساده ترین آن عبارت است از خیساندن بذرهای برنج به مدت 2 تا 3 روز در آب، سپس رویاندن آنها بر روی کاغذ صافی آغشته به محلول خالص شده هورمون مورد مطالعه می باشد. در این روش طول غلاف دومین برگ پس از چند روز اندازه گیری و با گیاهان شاهد مقایسه می شود. با این روش در صورت بکاربردن ارقام مناسب برنج می توان میزان بیشتری جیبرلین را در غلظت های 0.01 تا 100 میکروگرم در لیتر اندازه گرفت.

 

اثرهای جیبرلین:

همانند آکسین ها جیبرلین ها نیز به تقریب تمام فرایندهای فیزیولوژیکی رشد و تولید مثل گیاهان را به خوبی کنترل می کنند. بارز ترین اثر جیبرلین ها افزایش رشد گیاهان از طریق طویل نمودن فاصله میان گره ساقه های آنها ست. این اثر بطور معمول همراه با رنگ پریدگی موقتی برگ هاست که بطور معمول همراه با رنگ پریدگی موقتی برگ هاست که بطور معمول بعد از 10 روز به حات اول بازمی گردند. حالت ویژه ای از این اثر جیبرلین ها را می توان در گیاهان پاکوتاه (انواع پاکوتاه ذرت،نخود، لوبیا، گیاهان زینتی) که بطور ارثی بدون قدرت تولید جیبرلین کافی می باشند مشاهده کرد. پاشیدن محلول جیبرلین روی شاخساره این گیاهان باعث طویل شدن ساقه و طبیعی شدن ارتفاع آنها می شود. از آنجا که مقدار بسیار کمی جیبرلین (حدود یک هزارمیکروگرم در لیتر) برای این کار کافی است، تعدادی از مهمترین روشهای زیست آزمونی جیبرلین ها بر مبنای تشویق رشد طولی ساقه گیاهان پاکوتاه بنا شده است. جیبرلین ها می توانند بسیاری از گیاهان 2 ساله بیساگ (( بدون ساقه)) را که برای گل دهی نیاز به سرما داند ، بدون سرما دیدن وادار به تولید ساقه گل دهنده کنند. نحوه کار چنین است که در انتهای ساقه هایی که به جیبرلین آغشته شده است، از سویی تقسیم یاخته ای تشدید می شود و از دگر سو هر کدام از یاخته ها نیز بزرگتر می شوند و بدین ترتیب ساقه رشد می کند و گیاه به گل می نشیند.

از اثرهای بسیار مهم جیبرلین ها شکستن دوره استراحت دربذرهای بسیاری از گونه های گیاهی است. این بذرها به طور معمول بدون دیدن دوره معینی از سرما قادر به رویش نیستند. اما خیساندن این بذرها در محلول جیبرلین باعث تنیدن آنها می شود. پژوهشها نشان می دهند که علاوه بر بذرها، جوانه های گیاهان چوبی را نیز می توان پیش از دیدن سرما ی کافی، با به کار گیری جیبرلین ، فعال و وادار به رشد ساخت. درنتیجه آزمایشهای بسیار زیاد معلوم شده که دراصل استراحت جوانه ها وبذرها در طبیعت با هورمون بازدارنده "آبسایزیک اسید" و جیبرلین ها کنترل می شوند و پیشنهاد این است که نسبت مقادیر این 2هورمون به هم، تعین گر فعال شدن یا غیرفعال بودن اندام هاست.

 با وجودی که جیبرلین ها بیشتر با تحریک رشد طولی یاخته های ساقه شناخته می شوند، همانند آکسین ها توانایی افزایش رشد میوه ها و بزرگ ساختن اندازه آنها را نیز دارا می باشند و در این مورد در عمل بسیار موثرتر از آکسین ها هستند. وانگهی نشان داده شده است که جیبرلین ها برای تشکیل و رشد میوه ، بویژه میوه های بدون هسته عامل بسیار مهمی محسوب می شوند.

در طبیعت تنیدن بذرهای غلات تحت کنترل جیبرلین ها است. در این بذرها رویان پس از جذب آب، مقداری جیبرلین تولید می کند که پس از انتقال به لایه آلورون که دورادور داندرون بذر را فراگرفته ، باعث تشکیل آنزیم هیدرولیز کننده نشاسته (آمیلاز) می گردد. آنزیم اشاره شده سپس وارد داندرون شده باعث تبدیل نشاسته به قندمی شود و تنیدن آغاز می شود.

از اثرهای دیگر جیبرلین ها این است که دست کم در برخی از گیاهان *ترشک* از تجزیه کلروفیل جلوگیری می کند، بدین وسیله پیری برگ را به عقب می اندازد. البته در پاره ای از گیاهان * لوبیا * درست عکس این مورد دیده می شود.

در گیاهان یک پایه مانند خیار بروز  جنسیت گلهای تولیدی به عوامل محیطی و بویژه طول روز و دما  بستگی دارد. در اوایل فصل که روزها کوتاهتر و هوا خنک تر است بیشتر گلهای تولیدی نر هستند و به تدریج که روزها بلندتر و هوا گرم تر می شود گلهای ماده پدیدار می گردند. جیبرلین ها در این پدیده نقش عمده ای دارند و کاربرد آنها موجب می شود که درصد گلهای نر به میزان زیادی بالا برود. در*کرچک* عکس  این موضوع دیده می شود و جیبرلین ها باعث بیشتر شدن گلهای ماده می گردند. در خیار از این اثر برای بهنژادی ارقام ماده زا که بدون گلهای نر هستند استفاده می شود. برای اینکار برخی از بوته ها را با جیبرلین محلول پاشی کرده و وادار به تولید گلهای نرمی کنند که به عنوان منبع دانه گرده به کار می روند و در بوته های یک پایه که در اواخر فصل تنها گلهای ماده تولید می کنند، محلول پاشی با جیبرلین ها باعث تولید تعداد کافی گل نر و بالا رفتن مقدار محصول دیررس می گردد.

در طبیعت مهم ترین عامل گل انگیزی طول روز است، یکی از ویژگی های بسیار مهم جیبرلین ها قدرت آنها در جایگزین شدن به جای روزهای بلند است. هنگامی که یک گیاه روز بلند، در شرایط روز کوتاه پرورش یافته، به جیبرلین آغشته گردد، از گل دادن بازمی ماند.

 

کاربردهای جیبرلین در باغبانی :

 

الف- درحال حاضر مهمترین کاربرد جیبرلین ها بویژه جیبرلیک اسید بالا بردن میزان محصول در انگور است. این کار بسته به زمان کاربرد هورمون به 2 صورت انجام می گیرد. یکی اینکه اگرهورمون پاشی پیش از باروری (حدود 10 روز پیش از ریزش گلبرگ ها یا کلاهک گل ها) صورت گیرد در بیشتر ارقام باعث از بین رفتن مادگی و تولید حبه های بدون هسته ناشی از بکرزایی می گردد. این کار با ریزش تعداد از حبه ها همراه است و بنابراین در انگورهایی مانند یاقوتی که خوشه های متراکم دارند باعث بار شدن خوشه و بالا رفتن کیفیت محصول می شود زیرا حبه های باقیمانده فضای بیشتری برای رشد در اختیار داشته، درشت تر می گردند.

                                                                  تاکستان

 

لازم است اشاره ای داشته باشم که محلول پاشی پیش از باروری به طور استثناء در برخی از انواع انگور سیاه فارس، که به طور طبیعی ریزش زیادی دارند و به همین دلیل به طور معمول دارای خوشه های تنک می باشند، از ریزش جلوگیری می کند و خوشه هارا پرتر و بارار پسندتر می کند.

 

حالت دوم افزایش محصول توسط جیبرلین ها زمانی رخ میدهد که محلول پاشی پس از باروری و تشکیل حبه ( از زمان ریزش حدود 75 درصد کلاهک ها به بعد) انجام شود. در این حالت تک تک حبه ها درشت تر شده ، محصول افزایش می یابد.

تاکستان

 

ب- جیبرلین ها ایجاد میوه ناشی از بکرزایی را روی گیاهانی که بطور طبیعی توانایی این کار را دارند افزایش می دهند. با استفاده از این ویژگی می توان ، بویژه در برخب از انواع سیب و گلابی در سالهایی که به دلایل مختلف گرده افشانی به اندازه کافی صورت نمی گیرد با پاشیدن محلول های از جیبرلین به غلظت 250 تا 500 میلی گرم در لیتر، گلها را وادار به تولید میوه ساخت و محصول کافی برداشت کرد. لازم به اشاره است گه چنین میوه هایی بدون هسته یا دانه هستند و بیشتر از روی شکل کشیده شان از میوه دارای دانه تشخیص داده می شوند.

این اثر جیبرلین حتی برروی تعدادی از میوه های هسته دار (زردآلو – هلو) نیز بکارگرفته شده و باعث تولید میوه هایی در ظاهر شبیه به میوه های معمولی شده است ولی بدون هسته.

 

پ- کاربرد دیگر جیبرلین ها که درحال حاضر به مقدار محدود در سطح تجاری  در برخی از کشورها انجام می شود عقب انداختن رسیدگی میوه هایی است مانند خرمالو که اگر پس از رسیدن چیده نشوند به سرعت نرم و فاسد می گردند ویا مانند پرتقال و لیمو شیرین، رمانی روی درخت می رسند که عرضه به بازار زیاد و قیمت پائین است. چنین میوه هایی اگر هنگامی که هنوز سبز است (حدود یک ماه پیش از رسیدن) با محلولهایی از جیبرلین با غلظت 10 تا 40 میلی گرم درلیتر محلول پاشی گردند، مدتی به نسبت طولانی همان طور سبز باقی خواهند ماند، در برخی موارد دیده شده پرتقالهایی که پیش از محلول پاشی تغییر رنگ داده و زرد شده اند پس از محلول پاشی دوباره رنگشان سبز می شود.

 

ت- جیبرلین ها افزون بر آنچه ذکر شد کاربردهای دیگری هم دارند که هیچکدام در سطح گسترده به کار نمی روند و بنابراین اهمیت چندانی ندارند. از این کاربردها می توان شکستن خفتگی بذرها و جوانه ها، پابلند ساختن گیاهان پاکوتاه، به گل نشاندن گیاهان روز بلندی که در شرایط روز کوتاه پرورش یافته اند، گیاهان 2 ساله ای که سرمای لازم را ندیده اند و مبارزه با کوتاه ماندگی گیاهانی که به دلیل داشتن بیماری های ویروسی ویژه ازرشد بازمانده اند را نام برد.

   

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 11 توسط سجاد بدیعی |


 

Coleus blumei

French Nettleنام انگلیسی:

 

حسن یوسف

 

گیاه حُسن یوسف رامی توان یکی از ساده تربن ومفیدترین گیاهانی دانست که به آسانی درطول عمل تکثیر ریشه می دهد و با دو روش قلمه زدن مستقیم بدون استفاده از بستر خاص و روش ریشه دهی در آب تکثیر می شود.

در روش اول از اواسط تابستان تا اواخر پائیز قلمه های انتهایی ساقه به اندازه 5/7-5 سانت را به آرامی و با دقت جدا کنید. مراقب باشید، ساقه های نازک و گوشتی قلمه را فشار ندهید که باعث شکسته شدن قلمه می شود. می توانید از پودرهورمون ریشه زایی استفاده کنید این پودر کمک شایانی به ریشه دهی قلمه شما می کند ولی عدم استفاده از آن هم ضرری ندارد فقط درصد ریشه دهی را کمی پائین می آورد. سپس قلمه ها را در گلدانی با قطر دهانه 9 سانت حاوی ماسه سبک و یا در صورت دسترسی کمپوست گلدانی قرار دهید، منتها باغبانان قدیمی ماسه بنایی (06) را به عنوان بهترین بستر قلمه گیری قبول دارند، در دمای 20-18 درجه و نور مناسب و کافی قرار دهید . مراقب باشید که خاک گلدان هرگز خشک نشود اگر رطوبت مورد نیاز همواره در کنار ساقه قلمه وجود داشته باشد ریشه زنی قلمه بسیار سریع و راحت صورت می گیرد. قلمه ها بعد از 10 تا 14 روز ریشه داده و شروع به رشد می کنند.

در روش دوم انتهای قلمه ها را درظرف شفاف شیشه ای پراز آب ، در شرایط مشابه با روش اول و دور از تابش مستقیم خورشید قرار دهید. زمانی که قلمه ها ریشه داده  واندازه ریشه ها به 5 سانت ، آنها را بیرون آورده و به آرامی در گلدانی با قطر دهانه 9 سانت و کمپوست با پایه پیت و یا خاک گلدان که ارزانتر است قرار دهید.

بسیاردقت کنید زیرا ریشه ها بسیار ترد و شکننده هستند و نباید شکسته و یا کنده شود. پس از قرار دادن قلمه درگلدان ، گیاه در یک محیط طبیعی به رشد ادامه می دهد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 17 توسط سجاد بدیعی |


 

 

تمام گیاهان عالی و بسیاری از گیاهان پست، از تعداد زیادی یاخته تشکیل شده اند. این یاخته ها پس ازمتمایز شدن و قرارگرفتن در بافتهای مختلف، نخست اندام و در پایان گیاه را به وجود می آورند. در بسیاری از موارد ممکن است چنین بنماید که اندامها و بافتهای مختلف و حتی یاخته های هربافت، از یکدیگر مستقل بوده و بصورت جداگانه عمل می کنند ولی هنگامی که زندگی یک گیاه به طور دقیق مورد مطالعه قرار گیرد دیده می شود که توانایی آن برای ادامه زندگی و تداوم نسل بستگی زیادی به همکاری بین بافتها و اندامهای مختلف و سازگاری گیاه با محیط پیرامون خود دارد که از راه بروز واکنشهای مناسب در برابر تغییرات ناگهانی یا دوره ای محیط ایجاد می گردد.  بررسی ها نشان می دهند که واکنشها دارای 3 مرحله جداگانه از یکدیگر هستند:

 

مرحله اول: دریافت نشانه های محیطی که توسط اندامهای ویژه می باشد.  مهمترین نشانه های محیطی شدت نور، طول روز، دما، رطوبت می باشند که به آنها نیروی جاذبه زمین را هم می توان افزود. هریک از نشانه های محیطی روی قسمت ویژه ای از گیاه اثر می گذارد. برای مثال جهت نور توسط بافت مریستمی بالای ساقه، طول روز توسط برگها و نیروی گرانش توسط انتهای ساقه و ریشه دریافت می گردد.

 

مرحله دوم: این مرحله شامل درک پیام دریافت شده و صدورفرمانهای لازم به اندام مربوطه است. برگ ها پس از دریافت نشانه طول روز مناسب، به جوانه ها فرمان تولید سرآغازه های گل را میدهند و مریستم انتهایی پس از دریافت نشانه جهت نور به ساقه فرمان خم شدن را صادر می کند.

 

مرحله سوم: این مرحله آغاز واکنش بافتهایی است که فرمان لازم را دریافت کرده اند. با توجه به نکته های بالا، روشن می گردد که فعالیت های زیستی گیاهان، برای گذراندن روال طبیعی، نیاز به هماهنگی و همبستگی ویژه در میان اندامها، بافتها و یاخته ها دارد.

از اواخر قرن نوزدهم میلادی، با پیشرفت علوم و فنون مختلف، دانشمندان گیاه شناس به بررسی و تشخیص ماهیت عامل و یا عوامل این ناهماهنگی علاقمند شدند و پس از بررسی های فراوان توسط افراد مختلف، سرانجام دانشمندی به نام " پال " در سال 1919 پس از مطالعه چگونگی خم شدن غلاف برگ اولیه یولاف در اثر نور یک طرفه (نورگرایی) فرضیه وجود یک عامل همبستگی را مطرح ساخت و نشان داد که این عامل ماهیت شیمیایی دارد. این ماده در سال 1926 توسط " ونت " به صورت کریستال تهیه گشت. بررسی هایی که در چند دهه بعد در نواحی مختلف دنیا انجام شد نشان داد که تمام فعالیت های زیستی گیاهان توسط مواد شیمیایی مختلفی کنترل می شود. این مواد بتدریج توسط دانشمندان از بافت گیاهی بصورت خالص جدا و ویژگی ها و فرمولهای آن مشخص شد.

 

درمورد نام گذاری کلی این مواد تا مدت ها بین دانشمندان اختلاف بود، بسیاری از آنها اصطلاح هرمون را که از مدتها پیش برای مواد کنترل کننده فعالیت های فیزیولوژیکی حیوانات تعیین شده بود برای گیاهان نیز به کار می بردند. اما از آنجا که بتدریج در سالها ، مواد مصنوعی بسیاری با ویژگی های مشابه هرمون های گیاهی ساخته شد، سردرگمی بسیاری ایجاد شد. در سال 1954 کمیته ای بین المللی از متخصصان تشکیل شد و اصطلاح های بکاربرده شده را یکنواخت کرد و برای هریک تعریفی ارائه داد. بر اساس نظر این کمیته ، بطور کلی این مواد تنظیم کننده های گیاهی نامیده شدند که چنین تعریفی دارند:

 

مواد آلی – به جزء موادغذایی – که در میزانهای کم فرایندهای فیزیولوژیکی گیاه را تند ویا کند می کنند و یا انها را به روش دیگری تغییر می دهند .

 

هرمونهای گیاهی نیز عبارتند از تنظیم کننده هایی که توسط گیاه تولید شده اندو بطور معمول از محل تولید به محل اثر انتقال یافته اند، در آنجا بر فرایندهای فیزیولوژیکی تاثیر می گذارند.

در حال حاضر در دنیا 5 گروه مختلف از تنظیم کننده های گیاهی شناخته شده که بسیاری از آنها دارای کاربردهای علمی زیاد و مهمی در کشاورزی و به ویژه باغبانی هستند. این گروهها عبارتند از:

آکسین ها، جیبرلین ها، سایتوکنین ها، اتیلن، مواد بازدارنده

در بین این ها به جزء اتیلن که تنها عضو گروه خود می باشد و از محصول های طبیعی گیاهان هستند، در سه گروه دیگر تعداد زیادی مواد شیمیایی قرار دارند که تعدادی از آنها طبیعی (هورمون) و بقیه مصنوعی هستند.

آکسین ها

تاریخچه و انواع :

از اولین گروه از هورمونهای گیاهی بودند که کشف شدند و مورد استفاده قرار گرفتند. همان طور که اشاره شد، این کشف در رابطه با بررسی هایی که بر نورگرایی غلاف برگ اولیه یولاف انجام می شد، بدست آمد و پی برده شد که این غلاف لوله ای شکل تنها هنگامی به نور واکنش مثبت نشان میدهد (یعنی به سوی آن خم می شود) که قسمت انتهایی آن سالم و دست نخورده باشد و هنگامی که 2 یا 3 میلی متر از انتهای غلاف جدا گردد باقیمانده آن دیگر نمی تواند به طرف نور خم شود. " پال " پی برد که اگر سر جداشده غلاف را طوری به جای خود بازگردانند که تنها نیمی از مقطع را بپوشاند ، غلاف در تاریکی خمش منفی نشان میدهد (یعنی به آن سو از مقطع که با سر غلاف پوشانده نیست خم می گردد) و بنابراین می توان نتیجه گرفت که حامل همبستگی تنها در انتهای غلاف تولید می شود. " ونت " آزمایش " پال " را تکمیل کرد و به جای اینکه قسمت بریده شده را بطور مستقیم روی غلاف بگذارد اول آنرا روی ورقه نازکی از آگار قرار داد و پس از مدتی (که در آن حامل همبستگی، ازقسمت بریده شده، به داخل آگار نفوذ کرد و در آن منتشر شده بود) کمی از آگار را روی غلاف قرار داد و دید درست مشابه یک غلاف کامل عمل کرده . " ونت " این ماده را به طور خالص از آگار جدا کرد ، آن را آکسین نامید و در سال 1928 یک روش سنجش برای تشخیص و اندازه گیری آن ابداع کرد. اساس این روش بر این است که میزان خمش غلاف با غلظت آکسین رابطه مستقیمی دارد، و می توان هورمون موجود در یک نمونه را با آمیخته کردن آن با آگار و قرار دادن یک سویه آن روی غلافی که سر آن قطع شده و اندازه گیری درجه خمش غلاف ، اندازه گیری کرد. این روش که به آزمون خمش غلاف اولیه یولاف  موسوم است هنوز هم  مورد استفاده قرار می گیرد و می تواند آکسین را در غلطت های 0.05 تا 0.02 میلی گرم در لیتر اندازه گیری کند. کشف ونت باعث تشویق بسیاری از دانشمندان به پژوهشهای هرمونی شد، در نتیجه ، در سال 1934 دانشمندی به نام " کوگل " توانست آکسین را تجزیه و فرمول آن را پیدا کند و مشخص نماید که ماده ای شیمیایی به نام ایندول استیک اسید می باشد. بررسی های بعدی نشان داد که این هورمون در تمام گیاهان وجود دارد ولی در گروه خود منحصر به فرد می باشد، بدین معنی که هرچند در گیاهان چند ماده دیگر هم یافت میشود که ویژگی های آکسینی دارند، ولی همگی  اثر خود را از راه تبدیل شدن به ایندول استیک اسید نشان می دهند و خودشان آکسین نیستند.

بلوک اکسین

با کشف اثرها و کاربردهای آکسین، دانشمندان علوم گیاهی، با همکاری شیمیدانها به فکر ساختن مواد مشابه آن افتادند و در نتیجه 5 گروه مواد شیمیایی مختلف یعنی :

ایندول ها، نفتالین ها، نفتوکسی ها، بنزوییک ها، فنوکسی ها را که همگی دارای ویژگی آکسینی هستند و برخی از آنها بارها از ایندول استیک اسید قوی ترند، ایجاد کردند. در هریک ازین گروهها تعداد زیادی مواد مختلف ساخته شده است که امروزه برای کارهای مختلف علمی و عملی مورد استفاده قرار می گیرند. در ساختار تمام این مواد یک هسته حلقوی اشباع نشده و یک زنجیره جانبی اسیدی (یا مشتق از اسید) وجود دارد.

اثرهای آکسین:

بارزترین ویژگی ایندول استیک اسید اثری است که بر رشد طولی یاخته های ساقه دارد، بسیاری از اثرهای این ماده مانند خمشهای گرایشی وابسته به همین ویژگی می باشند، بدین ترتیب که در حالت عادی، آکسین در انتهای ساقه ساخته شده و به طور یک سویه یا قطبی در یاخته های پارانشیم به سوی ریشه حرکت می کند و همراه با این حرکت، یاخته هایی را که در مسیر آن قرار دارند تحریک به رشد طولی می کند. هنگامی که ساقه های جوان به طور یک سویه برابر یک نشانه محیطی مانند نور و یا نیروی گرانش زمین قرار می گیرند، تعادل غلظت اکسین در دو سوی ساقه به هم می خورد و درنتیجه یاخته های آن سویی که دارای آکسین بیشتری است رشد بیشتری می کند و ساقه به سوی مقابل خم می شود.

در این مورد، اثرهای نور یک سویه و گرانشی زمین برعکس هم می باشند، یعنی نور یک سویه باعث کم شدن غلظت هورمون در سوی روشن می گردد و در نتیجه گیاه به سوی روشنایی میل می کند، در صورتی که گرانش زمین، باعث زیاد شدن آکسین در سویی که به سمت زمین قرار دارد می شود و در نتیجه ساقه " زمین گرایی منفی " نشان میدهد و به سوی بالا منحرف می گردد. در اینجا لازم به اشاره است که حرکت قطبی ویژه ایندول استیک اسید است و سایر آکسین ها چنین ویژگی ندارند. اثر دیگری که به ویژه پس از کاربرد خارجی آکسین ها در گیاهان پهن برگ به چشم می خورد " روخمشی برگ ها " از محل چسبیدن دمبرگ به تنه ایجاد می گردد و بنابراین از نظر مکانیزم کار مشابه انواع گرایش است.

از اثرهای بسیار مهم دیگر آکسین ها نقش آنها در تقسیم یاخته، تولید ریشه، ایجاد لایه سواگر (لایه ای که باعث جدایی دمبرگ، دمگل و دم میوه از ساقه یا خوشه می شود)، گل انگیزی، تولید، رشد و رسیدن میوه و سرانجام ایجاد چیرگی انتهایی می باشد.

عامل مهمی که درتاثیر آکسین ها نقش دارد غلظت این مواد در بافت گیاهی است. به طور کلی حساسیت بافتهای مختلف گیاهی نسبت به غلطت آکسین ها با یکدیگر متفاوت است.

برای مثال : بافتهای ساقه، نسبت به آکسین، بیش از سایر بافتها تحمل دارند، در حالی که بافتهای ریشه از همه حساس تر هستند. در هر بافت معین، تا زمانی که غلظت اکسین از مقدار بیشترین تحمل آن بافت پائین تر باشد، هورمون بر فعالیت های فیزیولوژیکی آن اثر محرک دارد ولی هنگامی که غلظت این ماده از حد اشاره شده بیشتر باشد، نه تنها اثر محرک متوقف می شود بلکه یک اثر بازدارندگی هم مشاهده می شود. بر این اساس می توان پی برد که در حالی که مکانیزم کارآکسین در زمین گرایی ساقه و ریشه هر دو یکسان است، چگونه ساقه ها به سوی بالا و ریشه به سوی پائین رشد می کنند. علت همانطور که ذکر شد حساسیت بیشتر یاخته های ریشه نسبت به آکسین است. یعنی در حالی که برای ساقه، آن قسمتی که آکسین بیشتر دارد (قسمت زیرین) رشد بیشتری می کند، در ریشه عکس این مورد بوده و رشد یاخته های قسمت زیرین به دلیل حساسیت آنها به آکسین ، کند و یا متوقف می شود و ریشه به سوی پائین خم می گردد. غلظت زیاد اکسین در برخی بافتها بویژه گیاهان بسیار حساس (لوبیا، سیب، انگور) باعث منحرف کردن گیاه از روال طبیعی رشد خود و ایجاد پیچیدگی های غیر طبیعی در ساقه لوله شدن برگ ها و انشعاب بیش از اندازه رگبرگها و غیره می شود، که در برخی موارد باعث کاهش رشد یا محصول می شود و گاهی هم گیاه را به طور کامل از بین می برد. از این پدیده در کشاورزی برای مبارزه با علفهای هرز حساس استفاده زیادی می شود.

کاربردهای آکسین در باغبانی:

در باغبانی، آکسین ها از پرمصرف ترین تنظیم کننده های گیاهی به شمار می آیند. بخش زیادی از پیشرفت های باغبانی در چند دهه اخیر مدیون علم شیمی و موفقیت های آن در ساختن این تنظیم کننده ها می باشد. به جزء این موارد اندک، در گیاه کمتر واکنشی وجود دارد که دست کم در چند گونه گیاهی توسط آکسین ها (به تنهایی ویا در رابطه با سایر هرمونها) کنترل نشوند و این مورد باعث شده که بجزء موارد استفاده ویژه مبارزه با علفهای هرز پهن برگ، برای تنظیم رشد ونمو گیاهان باغبانی نیز مقدار زیادی آکسین تولید و به کار برده شود. مهم ترین این کاربردها به شرح زیر است:

 

الف – تنک کردن و جلوگیری از ریزش گل و میوه:

از پژوهشها چنین بر می آید که در گیاهان عالی افزون بر جوانه انتهایی ساقه، میوه های در حال رشد و گلها و برگهای جوان نیز از منابع مهم تولید آکسین به شمار می آید. پایدار ماندن این اندام روی گیاه بستگی به تعادل بین میزان اکسین داخلی آنها و میزان آکسین ساقه دارد. هرگاه به دلیلی این تعادل به هم بخورد در محل چسبیدن دمبرگ یا دم گل یا میوه به ساقه یک لایه چوب پنبه ای به نام لایه سواگر ایجاد می شود و اندام مربوطه از گیاه جدا می شود و ریزش می کند.

در باغبانی به ویژه در میوه کاری به هم خوردن تعادل هورمونی گیاه مشکل زیادی ایجاد می کند که در صورت پیشگیری نکردن می تواند باعث پائین آمدن و یا کاهش کیفیت یا نابودی محصول شود. علت این است که به طور معمول، درختان میوه چندین برابر ظرفیت خود گل تولید می کنند که اگر همگی این گلها تبدیل به میوه شوند:

اول؛ میوه ها ریز و نامرغوب خواهند بود

دوم؛ درخت ضعیف خواهد شد، در نتیجه بسیاری از میوه ها به دلیل تغذیه نا کافی ریزش خواهند کرد، بلکه به احتمال،درخت نخواهد توانست برای سال بعد مواد غذایی کافی ذخیره کند و در جوانه هایش سرآغازه  های گل را تشکیل دهد.

سوم؛ گاهی تلقیح ناکافی منجر به ریزش میوه های ضعیف تر در اواخر بهار(ریزش در زمان درو) و نیز (ریزش پیش از برداشت) می شود و میزان محصول قابل برداشت به شدت کاهش می یابد. برای پیشگیری از چنین مشکل هایی می توان با استفاده به موقع از محلولهایی از انواع آکسین به غلظت های 5 تا 20 قسمت در میلیون، هم گلهای ضعیف تر را وادار به ریزش ساخته، از تولید بیش ازط حد میوه جلوگیرزی کرد و هم از ریزشهای جو درو و پیش از برداشت جلوگیری نمود.

 

ب – تولید بافت پینه ای:

هنگامی که به دلایل مختلف مانند هرس و قلمه گیری، گیاه زخم بردارد، بی درنگ یاخته های پارانشیمی ناحیه زخمی شروع به تقسیم کرده، با ایجاد بافتی یکنواخت، محل زخم را ترمیم می کنند. این بافت که پینه نام دارد حاوی آکسین زیادی است. اثبات شده است که قدرت تولید پینه در گیاهان مختلف رابطه مستقیمی با میزان آکسین یاخته های ناحیه زخم شده آنها دارد. از این مورد در کشت بافت یعنی در ایجاد گیاهان جدید از کشت ریز نمونه ای از یک گیاه در محیطهای ویژه استفاده کرده یاخته های بافت کشت شده را وادار به تقسیم و ایجاد بافت پینه ای می کنند که این بافت پس از متمایز شدن گیاهان جدیدی را بوجود می آورد.

 

پ – ریشه دارکردن قلمه ها:

قدرت ریشه زایی در قلمه گیاهان مختلف متفاوت است. برخی از گیاهان (بید، تبریزی، انگور) به راحتی ریشه دار می شوند و در برخی دیگر مانند (ورد، سیب، هلو) این کار به سختی انجام می شود و در گروهی مانند (گردو و پسته) این کار به تقریب نا ممکن است. پژوهشها نشان می دهد که قدرت ریشه زایی با غلظت آکسینی که در یاخته های بافت پینه ای ناحیه ته قلمه یافت می شود ارتباط مستقیم دارد. در باغبانی از همین پدیده برای ریشه دار کردن قلمه های گیاهان سخت ریشه زا می توان استفاده کرد، به 2 نکته در اینجا اشاره دارم:

 

اول اینکه . اگر قلمه گرفته شده، در اصل قدرت ریشه زایی نداشته یعنی مواد مورد نیاز ریشه زایی را نداشته باشد، نمی توان آن را با استفاده از هرمون وادار به این کار کرد.

 

دوم اینکه . اثر آکسین، تنها تولید سرآغازه های ریشه است و اگر این ماده مدت زیادی در محیط کشت باقی بماند از رشد ریشه های تولید شده جلوگیری خواهد کرد. البته در طبیعت، پس از اینکه ملکولهای آکسین کار خود را انجام دادند، یا توسط خود گیاه از بین می روند و یا توسط آب آبیاری شسته می شوند. بنابراین مشکلی در رشد ریشه های تولید شده بوجود نمی آید. در حال حاضر اینگونه کاربردهای اکسین در دنیا متداول است و برای این منظور آمیخته های هرمونی ویژه ای به نامهای تجاری مانند : " روتان و هورمودین " در بازار یافت می شود.

 

ت – جلوگیری از رشد نرک ها و پاجوشها:

به طور معمول پس از هرسهای شدید، گیاهان تعدادی شاخه نابارور به نام نرک تولید می کنند که میوه نمی دهند و باید پیراسته و حذف گردند، به تازگی پی برده شده است که اگر محل زخم پیرایش را با محلول یک نفتالن استیک اسید محلول پاشی یا رنگ آمیزی کنند از رشد نرک ها جلوگیری خواهد شد. همین ماده برای جلوگیری از رویش پاجوشها در سیب نیز به کار رفته است.

 

ث- گل انگیزی و تولید میوه:

از حدود 40 سال پیش اثر آکسین در وادار کردن برخی گیاهان (آناناس) به تولید گل، شناخته شده و از آن زمان در سطح تجاری معمول شده است.

بوته ها را قبل از اینکه شرایط  طول روز برای گل دادن مناسب شود با آکسین محلول پاشی، وهمگی را وادار به گل انگیزی می کنند. آکسین علاوه بر گل انگیزی میزان تولید میوه را در برخی گیاهان بویژه در گیاهانی مانند فلفل و جالیزی ها میوه پر دارند، بالا می برد. انجیر و سایر گیاهانی را که تولید میوه در آنها هم ناشی از لقاح و هم ناشی از بکرباری است در صورت گرده افشانی ناکافی، می توان با کاربرد آکسین وادار به تولید میوه و میوه ها را وادار به رشد ساخته و از ریزش آنها جلوگیری کرد. در انجیر مصرف آکسین مصنوعی 4،2ودی باعث می شود که میوه تشکیل شده بدون هسته و نرم و در نتیجه نامطلوب باشد ولی اگر ماده ای دیگر را به نام 5،4،2-تی که بسیار شبیه ماده قبلی است مصرف گردد میوه هم رشد طبیعی می کند و هم دارای هسته پوک و تو خالی می گردد، بنابراین بازار پسندی آن بالا می رود.

نمونه بسیار جالب دیگری از اثر آکسین ها بر رشد میوه را می توان در توت فرنگی هایی مشاهده کرد که بذرهای آن در مراحل ابتدایی رشد، پس از تلقیح و تشکیل میوه از نهنج گوشتی حذف کرده ایم و در نتیجه، رشد  میوه به یکباره متوقف شده است. حال اگر به جای بذرهای حذف شده غلظت مناسبی از آکسین به کار برده شود، میوه به رشد طبیعی خود ادامه می دهد و رسیده خواهد شد.

 

ج- رشد طولی شاخه و چیرگی انتهایی:

بررسی و مطالعه رشد و نمو شاخه های گیاهان به ویژه درختان نشان می دهد که تمام شاخه های هم سن گیاه رشد مساوی ندارند. پژوهشها نشان می دهند که جوانه های انتهایی شاخه های تند رشد، به طور معمول دارای آکسین بیشتری است. این آکسین علاوه بر تامین رشد طولی شاخه، از رشد جوانه های جانبی نیز جلوگیری کرده وهرچه فاصله جوانه جانبی تا جوانه انتهایی کمتر باشد این جلوگیری، شدت بیشتری دارد. این پدیده که چیرگی انتهایی نام دارد با غلظت آکسینی که در جوانه انتهایی ایجاد می گردد و بصورت قطبی حرکت می کند نسبت مستقیم دارد. اثبات شده که آغشته کردن جوانه انتهایی به آکسین، چیرگی انتهایی را تشدید کرده، باعث ایجاد شاخه های بلند و ترکه ای می شود، برعکس به وسیله موادی که کار اکسین را خنثی می کنند یا با از بین بردن جوانه انتهایی می تواند از تولید آکسین جلوگیری نموده و گیاه را وادار به تولید شاخه های فرعی زیاد و در نتیجه بوته ای شدن کرد.

این مطلب ادامه دارد.....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 17 توسط سجاد بدیعی |


باغ چایی

وقتی به لاهیجان نزدیک می شویم، شهری آرمیده در دامان مصفا، سبزرنگ و سر به فلک کشیده شیطان کوه آشکارتر می شود و همه جا را سرسبز می بینی. فارغ از جنگلهای انبوه میوه و گیاهان خودرو و حجم عظیمی از این سرسبزی را باغات تاریخی چای تشکیل داده است.

شکی نیست که "چای" گل سرسبد محصولات کشاورزی لاهیجان است، همانطورکه برنج و بادام زمینی آستانه، زیتون رودبار، نارنگی و پرتغال شهسوار و رامسر.

چای و کشت آن درلاهیجان با فرهنگ مردم عجین شده است. این را می توان از حرف تک تک مردم شهر،تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی خیابان ها و حتی تنها تیم فوتبال مطرح این شهر(صنعت چای لاهیجان) دریافت. به هرجا که سرک می کشی و مهمان می شوی یک استکان کوچک کمرباریک (که سالهاست به دلایل نامعلوم جای خود را به لیوانهای دسته دار سلیقه خراب کن داده است) پیش روی خود می بینی .

رنگ آلبالویی و طعم گس و دلنشین آن آنقدردلپذیر است که احتیاج به هیچ قند،نبات، پولکی و... ندارد. تعجب می کنم این چای اصلأ نیازی به تبلیغ و بازار گرمی برنامه تلویزیونی و تخریب چای خارجی و تبلیغ برای سالم و شفابخش جلوه دادن، ندارد. این چای که از پهنای لبه طلایی استکان تا انتهای آن را در سه چهار جرعه با ولع تمام می نوشیم، خود بهترین تبلیغ کننده چای ایرانی است.تعجب آور است که تا کنون عادت کرده ایم چای های بی کیفیت و بدرنگ و بدطعم و با ضعیف ترین بسته بندی را به کشورمان نسبت دهیم. اصلأ چرا همواره هر بی کیفیتی را ایرانی می نامیم و هر با کیفیتی را خارجی. مرغ همسایه را سیمرغ تلقی می کنیم و مرغ خودمان را گنجشک؟ چرا مصرف کننده ایرانی باید چای کشورش را "ایران 3مشت " بنامد بدون آنکه شناخت واقعی از طعم وعطر واقعی چای کشورش داشته باشد، آن را در مقابل چای خارجی به تمسخر بکشاند؟

کجاست آن چای داخلی تا با قدرت تمام و با رعایت استانداردهای کیفی تولید و بسته بندی و با جرات تمام شانه به شانه چای اسانسی و رنگی خارجی بساید؟ چرا همواره ازترس شکست در رقابت نابرابر با چای خارجی ازکیفیت زده ایم، به بدترین و ابتدایی ترین شکل ممکن بسته بندی کرده ایم تا قیمت آن به نصف تا یک سوم چای خارجی تقلیل دهیم و بادست خودمان ذائقه میلیونها ایرانی را به چای های خارجی بسپاریم. با این حال هنوزهم ازداشته های خود کمتر دم می زنیم و درد آور است که فرهنگ سوزی را هم به جای فرهنگ سازی اشتباه گرفته ایم و بیشتر به ضد تبلیغ علیه دشمن(چای وادراتی) می پردازیم. به جای تبلیغ و اطلاع رسانی صحیح در خصوص خواص چای خودمان، صحنه های برداشت و فراوری نامناسب و غیر بهداشتی کشورهای صاحب چای را به تصویر می کشیم. به جای کار اساسی و ریشه ای در فرهنگی که بدست خود به غلط در جامعه رواج داده ایم، پای هنرپیشه های معروف را در تبلیغات چایمان باز می کنیم و برای حل مشکل دست به دامن امثال شیرفرهاد می شویم.

باغات چای

به راستی درد آور نیست درکشوری که 100هزارتن مصرف چای دارد و 25 هزارتن تولید، چای مازاد داخلی داشته باشیم و ثمره تلاش هزاران چایکارشریف کشورمان را با صرف میلیونها تومان انبار کنیم و مرگ صنعت چای را به انتظار بنشینیم؟ چای ما همین است، خود می بوید نه آکه عطار بگوید به شرط آنکه بوی آن را به مشتریان برسانیم. به شرط آنکه وقت بگذاریم و روی مساله کارکنیم و نه آنکه صورت مساله را پاک بلکه به کلی نابود کنیم.

بیماری صنعت چای ما ناعلاج نیست و برای درمان آن نیازی به ابر و باد و مه خورشید و فلک هم نیست . چایکارفقط و فقط حمایت می خواهد چون باغش حمایت می خواهد، وام به زراعی که هر سال در پایان آبان ماه میدهند به درد او نمی خورد به غیر آنکه تنها مقروض ترش می کند. کارخانه دار حمایت می خواهد چون کارخانه اش حمایت می خواهد . اگر قیمت مصوب چای در شورای اقتصاد (مصوب 1385 کیلویی 600تومان) نتواند حداقل هزینه های یک کارخانه فعال را پوشش دهد که حتمأ نخواهد داد پس چه امیدی به بقای این صنعت؟ مگر غیر از این است که برگ سبزچای بدون فراوری علف هرزی بیش نیست؟ و در نهایت مصرف کننده هم حمایت می خواهد . او هیچ تقصیری ندارد. الگوی مصرف ذائقه اش مطابق میل وارد کنندگان تغییر کرده و سالهاست که سلولهای خاکستری مغزش فرمان رضایت را تنها با نوشیدن این چای اسانسی و رنگی صادر می کند. او هنوزجانشینی مطمئن و معتبری برای آن نیافته است. اکنون بدون آنکه الگویی مناسب برای او ارائه دهیم، بر باورهای چندین و چندساله اش دست گذاشته ایم و می گوئیم چای خارجی نخور! چی بخور معلوم نیست. اما واقعیت این است: چای ما نیازی به اینگونه تبلیغات ندارد.

این مقاله را دیشب در یک روزنامه محلی خواندم و بی ارتباط با نوشته ام ندیدم:

عضوهیات مدیره اتحادیه چایکاران کشور اعلام کرد: میانگین تولید برگ سبزچای در هرهکتار ازباغهای چای از 8 تن به 5/3 تن کاهش یافته است. متاسفانه امسال حتی طبق آمارهای نادرست سازمان تعاون روستایی، تولیدچای خشک با سه تا چهارتن کاهش به 25 هزارتن رسیده که البته آمار صحیح 17 هزارتن است و میانگین تولید برگ سبز چای نیز در هرهکتار به5/3 تن کاهش یافته است. او اضافه کرده است: هرهکتار 600-650 هزارتومان برگ سبز برای چایکاران درآمد داشته است ولی درمقابل هرهکتار نیز 800 هزارتومان استهلاک و هزینه تا مرحله وجین به همراه داشته که متاسفانه همین امر موجب شده تولید برگ سبز برای باغداران بزرگ مقرون به صرفه نباشد و باغات را رها کنند و چایکارانی هم که با نیروی انسانی خود به تولید می پرداختند نیز پس از این مدتی به مشاغل کاذب در حاشیه شهرها روی بیاورند.شعبانی با تاکید بر وضعیت نابسامان کشاورزان چایکار خاطرنشان کرد: مطالبات مرداد ماه کشاورزان تازه پرداخت شده و مطالبات شهریور و مهرماه که جای خود دارد و این در حالی است که کشاورزان در وضعیت بسیار بدی بسر می برند و اکثر آنها هم به علت نداشتن بودجه مالی، باغات خود را بیمه نکرده اند و دچارخسارت فراوانی شده اند.

وی با بیان اینکه فصل بهره برداری برگ سبز چای تا بیستم آبان ادامه دارد برلزوم بازبودن کارخانجات تا همین تاریخ تاکید و ادامه داد: نیامدن باران، کشاورزان حدود4ماه وارد باغات خودنشدند و با توجه به اینکه هر چین حداقل 20- 25 روز زمان لازم دارد و کشاورزان هم از 25 مهرماه وارد باغات شده اند بنابراین فصل برداشت تا 20 آبان طول خواهد کشید و دولت هم موظف است تا هر زمان که برگ سبز مرغوب وجود داشته باشد آن را خریداری کند. متاسفانه با وجود افزایش 14 درصدی نرخ تورم تنها 5 درصد به قیمت برگ سبز چای اضافه شده است، وی اضافه کرد: چای خشکی که کارخانه ها در سال 84 با کیلویی 800 تا 700 تومان تولید کرده بودند سازمان تعاون روستایی با مزایده کیلویی 370تومان و در نهایت این تولید با کیلویی 230 تومان به بازار آمد.

شعبانی، وضعیت باغات چای کشور را برای رسیدن به خودکفایی بسیار مناسب دانسته و اضافه کرد: باوجود پتانسیل بالای تولید، متاسفانه به دلیل اینکه حمایت های لازم از این تولید صورت نگرفته است، صنعت چای با مشکلات فراوانی روبرو شده که برای رفع این مشکلات نیز لازم است چای از وزارت جهادکشاورزی جدا و به سه بخش باغ، صنعت و تجارت تقسیم شده و هر بخش به ترتیب در اختیار وزارتخانه های جهادکشاورزی، صنایع و بازرگانی قرار گیرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 17 توسط سجاد بدیعی |


 

Sansevieria trifasciata "Laurentii"

نام انگلیسی: Mother-in-Law’s Tongue

شمشیری ابلق

این گیاه عزیز و دوست داشتنی از خانواده سانسوریا ها است و می توانید از طریق تقسیمات برگ تکثیر نمائید، ولی کاردرستی نیست، زیرا دراین روش، نوارهای زردرنگی که درسرتاسرهر دو طرف طول برگ امتداد دارند، از بین می روند و گیاه زیبایی و جذابیت خودش را از دست خواهد داد. بنابراین بهتراست گیاه را ازطریق پاجوش تکثیر نمائید.

اواخر بهار تا اواسط تابستان که گیاه درمقابل جابجایی مقاوم است، بهترین زمان برای تکثیر است.

به آرامی گیاه را ازگلدان خارج کنید و پاجوشهایی را که به بلندی 20 سانت رسیده اند را با دقت فراوان جدا کنید. پاجوش باید حداقل نصف طول اندازه گیاه مادری باشد. هر پاجوش را درگلدانی متوسط وبا خاک سبک حاوی ماسه و مواد غذایی فراوان و یا کمپوست مخصوص گیاهان گوشتی و کاکتوس قرار دهید. پاجوش را درعمقی مشابه با آنچه که در گیاه مادری بوده بکارید. اگر پاجوش زیاد تکان می خورد چوبی را به عنوان تکیه گاه در گلدان قراردهید، تا زمانیکه گیاه محکم و استوار گردد.

نیازهای این گیاه تزئینی زیبا بسیارکم است و به راحتی می توانید در آپارتمانتان و یا محل کار ازآن نگهداری نمائید به شرطی که نور مناسب و کافی داشته باشد، آبیاری بیش از حد نکنید و سعی کنید فقط خاک را کمی مرطوب نمائید و در فواصل آبیاریها خاک تقریبأ خشک باشد. یک دمای ثابت 21-18 درجه به رشد سریع و کافی گیاهتان کمک می کند.

دوستان عزیزم:

برای مدتی در یکی روستاهای شمالی اقامت دارم و به اینترنت پر سرعت دسترسی کمی دارم ، امکان اینکه به تک تک میل های شما عزیزان جواب بدهم نیست برای همین پاسخهای پرسشها را در همین وبلاگ می نویسم . امیدوارم که بر من خرده نگیرید و اگر کمی دیر شد ببخشید، جای همه طبیعت دوستان خالی !!

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 16 توسط سجاد بدیعی |


 

Aspidistra elatior

نام انگیلیسی: Cast – iron plant

برگ عبایی

بر خلاف انتظار همه برگ عبایی بک گیاه سریع الرشد آپارتمانی نیست گرچه عمر طولانی دارد که باید هنگام تکثیر این گیاه برای رسیدن به نتیجه بهتر ، این نکته را (سریع الرشد نبودن) را به خاطر بسپارید.

اواسط بهار تا اوایل تابستان بهترین زمان برای جداکردن ریزومهای فشرده و بزرگ این گیاه است. قسمتهایی از این گیاه را ( بهتراست هر قسمت شامل 2 برگ یا بیشتر باشد) از گیاه مادری جداکنید. در صورت نیاز از چاقوی تیز برای بریدن ریزوم استفاده کنید.

هر قسمت را به تنهایی در گلدانی متوسط حاوی خاک گلدان یا کمپوست گلدانی بکارید. البته برای بدست آوردن گیاه مناسب می توانید هر 2-3 قلمه را با هم در یک گلدان قرار دهید.

دما را در حدود 20-18 درجه و خاک را بویژه در هفته های اول مرطوب نگاه دارید، تا سرعت ریشه دهی افزایش یابد.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 16 توسط سجاد بدیعی |


 

Epiphyllum * Ackermannii

نام انگلیسی: Red orchid cactus

                               کاکتوس ارکیده ای

کاکتوس ارکیده ای بسیار زیبا وبا شکوه است و به آسانی از طریق قلمه ها یا شاخه های فرعی جداشده ، دراواسط بهار یا تابستان تکثیرمی شود.شما می توانید با یک چاقوی تیز قلمه ها یا شاخه های فرعی را درست از محل اتصال بین گیاه اصلی و شاخه فرعی، با دقت از گیاه مادری جداکنید، طوری که به گیاه مادری صدمه ای وارد نشود.

بهترین ومناسب ترین اندازه برای قلمه ها 15-10 سانت است، قلمه ها را به مدت یک روز یا بیشتر دورازنور قراردهید تا درمحل شکاف ایجاد شود و اصطلاحأ پینه گیاهی ایجاد شود (دراطراف شکاف یا قسمت بریده شده ساقه بافتهایی ایجاد می شود) و برای اینکه با خیال راحت قلمه ها را بکارید انتهای قلمه ها را در پودر هورمون ریشه زایی فروبرید و در یک گدان نچندان کوچک حاوی ماسه یا کمپوست گیاهان گوشتی و کاکتوس بکارید و در دمای 20-18 درجه و در محیطی با نور مناسب قرار دهید. همواره خاک را کمی مرطوب نگه دارید زیرا که بستر مرطوب بیشترین کمک را به گیاه برای ریشه زنی می کند، ریشه زنی به مدت یک ماه طول خواهد کشید، پس از آن گیاه به رشد طبیعی خود ادامه خواهد داد.

کاکتوس ارکید را می توانید از راه بذرتکثیر کنید، بذر را در کمپوست مخصوص قلمه و بذر بکارید و در دمای 27-24 درجه نگاه دارید. زمانیکه بذر تازه روئیده به اندازه کافی بزرگ شد که بتوان آن را جابجا کرد با دقت بیرون آورده و در گلدانی بکارید. برای بدست آوردن گیاهانی همانند گیاه مادری بهتر است روش قلمه گیری را انتخاب کنید. در روش کاشت بذر می توان گیاهان متفاوت و پیوندی را بوجود آورد، البته بعضی از آنها را نمی توان در خانه پرورش داد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 16 توسط سجاد بدیعی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ســـــبز ماندم
ســـــبز خواهم ماند
تا زمان دارم
تا زمین پیداست
تا صنوبر هست
یا به قول شــاعر کاشان
شقـــایق هست
تا صدایت می توانم زد
تا یکی در کوچه می خواند
تا کسی یاد ترا
در آئینه کوچک و
هرچه محو خاطرش
محفوظ می دارد
تا ترا دارم
ای همیشه در دلم بیدار
ســـــبز خواهم ماند


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وقتی دلم تنگ شد ...
کشاورزان جوان کاشان
حسين زينل زاده تبريزي
گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد تهران
موزیک برای وبلاگ
کلروفیل
سیب
روستای سلیمانی
دانشجویان ارشد و دکتری علوم گیاهی دانشگاه تهران
باغبانی کودکان
حزب ا... نو
اسلایدهای گیاهشناسی
هرباریوم آنلاین
وبلاگ تخصصی دانشجویان رشته مهندسی تولیدات گیاهی (دانشگاه آزاد رودهن)
مهندسی باغبانی
دانشکده کشاورزی کرج (آزاد) علمی
علوم دام
آفتاب
سپیده سرخ
کشاورزی از نوع ایرانی
کشاورز
تا بیکران
دخترک کولی
بنیاد آزادی - رشد وآبادانی ایران
ترجمه مطبوعاتی
گیاهان دارویی گل کوه
اخبار کشاورزی دنیا
منم کشاورز
گیاه پزشکی دانشگاه شاهد تهران
مهندسی آبخیز داری میم
مکانیزاسیون کشاورزی دانشگاه تهران
بانک اطلاعات گیاهان دارویی
سایت رسمی دکترحسین میرزایی
گیاه پزشکی دانشگاه شاهد
مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران
گل سرخ باغ زندگی
پپرومیا
ساز